نقاشی
چند روز پیش زنگ خونمون به صدا دراومد. خاله نسترن بود که داشت از اداره برمی گشت خونه سر راه اومده بود آبتین روببینه. من و آبتین رفتیم پایین. تا در رو باز کردم آبتین به خالش میگه : سلام حاله نسترن ، چکارمون داشتی گفتی بیایم پایین. خاله نسترن میگه : اومدم ببینمت برات یه چیزی هم اوردم. اگه گفتی چی.....
خلاصه بعد از کلی ذوق 2 تا خط کش شابلونی رو که خاله خریده بود داد به آبتین .
حالا آبتین میگه : منم می خوام بیام خونتون
خاله نسترن : نه عزیزم من باید برم . می خوام برام اداره
آبتین : من می یام اداره
خاله نسترن : آخه اداره که بچه راه نمی دن
آبتین : من اداره مامان نسیم می رم. از رئییست اجازه بگیر
من:![]()
خاله:![]()
آبتین:![]()
اینم عکسهای آبتین




توجه : دست خاله نسترن درد نکنه چون ( خودکارهای رنگی ، دفتر نقاشی ، خط کشها ، ... ) همه رو خاله نسترن برای آبتین خریده
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نقاشی
